غایت توقیف

۲۰۰۷-۰۸-۱۲ ۱۳:۴۶:۳۷ حسن نمک دوست تهرانی در توجیه توقیف مطبوعات دلیلی نمی‌توان اقامه کرد؛ اگر انصاف در میان باشد. آیا این سخن بدین معناست که مطبوعات اشتباه و خطا نمی‌کنند؟ به هیچ روی. مطبوعات گرفتار اشتباه می‌شوند و لاجرم باید پاسخگوی خطای‌شان باشند، ‌اما مجازات مطبوعات حتی «خطاکار» به یقین اعدام نیست. بر خلاف تصور […]

۲۰۰۷-۰۸-۱۲ ۱۳:۴۶:۳۷

حسن نمک دوست تهرانی

در توجیه توقیف مطبوعات دلیلی نمی‌توان اقامه کرد؛ اگر انصاف در میان باشد. آیا این سخن بدین معناست که مطبوعات اشتباه و خطا نمی‌کنند؟ به هیچ روی. مطبوعات گرفتار اشتباه می‌شوند و لاجرم باید پاسخگوی خطای‌شان باشند، ‌اما مجازات مطبوعات حتی «خطاکار» به یقین اعدام نیست. بر خلاف تصور معمول، مطبوعات آئینه جامعه نیستند، خود جامعه‌اند. زندگی جامعه در رگ و پی مطبوعات جریان دارد و از همین رو جامعه‌ای که دست به توقیف مطبوعات می‌زند، خود را از «شر» نمی‌رهاند، انکار خویش را کتمان می‌کند. اگر کسانی مطبوعات را به دروغگویی متهم می‌کنند پیشاپیش گواهی داده‌اند جامعه دروغگوست، اگر مدعی‌اند مطبوعات تفرقه‌‌انگیزند، شهادت داده‌‌اند که جامعه تفرقه‌خیز است، اگر مطبوعات را برهم‌زننده نظم و برباد دهنده اخلاق می‌انگارند، جامعه را بی‌نظم و به‌دور از اخلاق انگاشته‌اند، ورنه جامعه‌ای سالم، به‌طور طبیعی، نه مطبوعات «توطئه‌گر» و «نفاق‌انگیز» می‌زاید و نه به آن‌ها مجال پر و بال می‌دهد.

سیاست توقیف، گرچه هیچ گاه گره‌ای از کاری فروبسته نگشوده است، اما سال‌هاست که در دستور کار است. و افسوس، آنان که با بزرگ نمایی «خطا»ی مطبوعات بر توقیف نشریات اصرار ورزیده‌اند، غافلند که به دست خود ارتکاب اشتباه را به مطبوعات تحمیل می‌کنند. توقیف، تحریریه‌ها را از بالندگی باز‌می‌دارد و آنان را در کودکی مدام و لاجرم تکرار اشتباهات محبوس می‌کند. از توقیف، هیچ چیز جز توقیف زاده نمی‌شود.

در این میان حکایت ما روزنامه‌نگاران چگونه است؟ با وجود تلفات بس سنگین، درس ناموخته‌ایم. بر این گمان پای می‌فشاریم که توقیف‌کنندگان، با صدور مجوز انتشار هر نشریه یا موافقت با بازانتشار یک روزنامه، در کمین بستن آن لحظه‌شماری می‌کنند، و از این پرسش تن می‌زنیم: چرا آنانی که از اساس می‌توانند مانع تولد یک نشریه شوند به مصائب در بند کردن آن تن می‌دهند؟ از استدلال‌های کلیشه‌ای غیرموجه دست برداریم و قدری در اشتباه خود تعمق کنیم. آیا به‌راستی بحث‌های دقیق و مستدل‌مان، با هر میزان تندی و گرمی، مستمسک و بهانه توقیف‌‌ها بوده‌اند، یا اشتباهات پرهیزکردنی و

پیش‌پاافتاده‌مان؟ آیا نوآوری‌ها و نوجویی‌های‌ یا اصرارهای معمول و مکرر‌مان‌. چقدر تلخ است تکرار این رنج که بهانه توقیف‌‌مان بی‌بها بوده است.

در همین حال، به دست خود به شدت بر عوامل خطر افزوده‌ایم. برای اینکه از بهانه‌جویی‌های احتمالی اندکی بکاهیم به رأی و دست خویش همکارانی را به سانسور نوشته‌ها گمارده‌ایم تا از منظر مبهم و کشف‌ناپذیر توقیف‌کنندگان به نوشته‌هامان بنگرند و بر آن‌ها خط قرمز بکشند. این گونه نه تنها بر عصبیت تحریریه، کدورت بی دلیل و سرخوردگی میان خود دامن زده‌ایم، بلکه نگاه دقیق، قدرت تجزیه و تحلیل، روحیه تلاش برای جست‌وجوگری‌های روزنامه‌نگارانه را نیز در خویش کشته‌ایم. مهم‌تر، به شیوه‌ای خوار کننده و غیر انسانی مقام یک روزنامه‌نگار با تجربه را به «سانسورچی» تنزل داده‌ایم.

با وجود توقیف‌ها و ناروایی‌ها باید بیاموزیم و بدانیم راه روزنامه‌نگاری مستقل و آزاد هموار نیست. در روزنامه‌نگاری حرفه‌ای، هر یک از تولیدکنندگان، از خبرنگاران تا دبیران، معاونان سردبیر و سردبیران، خود را آخرین حلقه انتشار می‌دانند و به هیچ روی از دقت و اطمینان یافتن از درستی آنچه می‌نگارند یا عبور می‌دهند فروگذار نمی‌کنند. آنچه به سخن روزنامه‌نگاران حرفه‌ای استحکام می‌بخشد، دقت، توازن و انصاف است و آنچه به آن‌ها آرامش می‌بخشد، دانش و احاطه به موضوعات است. آنان هیچ صفحه، مطلب و حتی کلمه‌ای را پوشال صفحات سیاسی حزبی نمی‌انگارند. بپذیریم که به این آموزش بهای کافی نداده‌ایم و به کمک هم بکوشیم بر این ضعف فائق آئیم.

این وظیفه روزنامه‌نگاران است که به کژرفتاری‌ها بپردازند. روزنامه نگاری بدون چنین قاعده‌ای از معنا تهی است. این کار در هر جامعه‌‌ای خطرات خود را دارد. در فضای به غایت سیاست‌زده کشور ما، توقیف نشریاتی که همه موازین و دقت‌های حرفه‌ای را رعایت می‌کنند گرچه ممکن، اما دشوارتر و مستلزم پرداخت تاوان سنگین‌تر از سوی توقیف کنندگان است.

حسن نمک‌دوست تهرانی – ۲۱ مرداد ۸۶