در هر کجای جهان

.

۲۰۰۷-۰۳-۱۰ ۰۶:۵۷:۰۴

«روزنامه‌نگاری ایران گرفتار طفولیت‌های مکرر است». این را سال‌ها پیش علیرضا فرهمند گفت. صحبت‌مان این بود که هر بار مطبوعات و روزنامه‌نگاران مجال یافته‌اند به دور از نگرانی، افق‌ تازه‌ای را تجربه کنند، دولت‌ها و حکومت‌ها چنان بر آنان تاخته‌اند که تجربه‌ها، یکسره از خاطره‌‌ها گریخته است. حرفه و شغلی بدون تجربه، گرفتار تکرار کودکی‌ها.

می‌اندیشیدم این طفولیت‌ها را پایانی و بر این سرنوشت، سرانجامی هست. اکنون بر این گمانم تکرارها کار خود کرده و امید را از دل شماری بیش‌شونده از همکارانم زدوده‌اند. یا در تکاپوی خروج از حرفه‌اند یا روزنامه‌نگاری ایرانی را در سرزمین و کشوری دیگر می‌جویند.

برای آنکه از حرفه می رود تا آینده خود را در کاری تازه رقم زند، ساده می توان موفقیت آرزو کرد، اما برای او که کشورش را ترک می گوید بدین امید که روزنامه‌نگاری را در فضای آزاد و امن تجربه کند، چه می‌توان خواست؟

در موقعیت‌هایی اینچنین، شادی و شادمانی را آرزو کرده‌ام و خود در دل اندوهگین مانده‌ام. اندیشیده‌ام روزنامه‌نگار باید در کشور خود، در باره مردم خود بنویسد و اینکه زیباترین متن‌های جهان چون از دور نوشته و خوانده شوند، طنین و تأثیر صدا و بودنی نزدیک را ندارند. در عین حال می‌دانم همکارانم، بسیاری‌شان، چاره‌ای جز رفتن نیافته‌اند. پس برای آن ها و خود آرزو می‌کنم: روزنامه‌نگار باقی بمانند؛ در هر کجای جهان.

حسن نمک‌‌دوست تهرانی