در آغاز سال‌های آینده

۲۰۰۷-۰۲-۲۰ ۰۷:۴۰:۴۱                         عمران صلاحی جایی نوشته است: از صبح تا غروب جان می‌کنی و شعری می‌گویی. بعد می‌دهی به دوستی و می‌پرسی نظرت چیست. نگاهی به کاغذ می‌اندازد و می‌گوید: به‌به، چه دست‌خطی! یعنی اینکه شعرت مفت هم نمی‌ارزد. من هم، چون مرور […]

۲۰۰۷-۰۲-۲۰ ۰۷:۴۰:۴۱

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عمران صلاحی جایی نوشته است: از صبح تا غروب جان می‌کنی و شعری می‌گویی. بعد می‌دهی به دوستی و می‌پرسی نظرت چیست. نگاهی به کاغذ می‌اندازد و می‌گوید: به‌به، چه دست‌خطی! یعنی اینکه شعرت مفت هم نمی‌ارزد.

من هم، چون مرور می‌کنم سال‌های روزنامه‌نگاری‌ام را، جز این نمی‌شنوم: چه دست‌خطی!

چه زود گذشته است این سی سال، با آرزوهایی که ردی از آن‌ها بر این صفحه‌ها نقش بسته است. گرچه در این سال‌ها وضعیت روزنامه‌نگاری،‌ رسانه‌ها و دسترسی به اطلاعات بهتر شده،‌ اما هنوز هم وضعیتی است به‌غایت وخیم و بی‌سامان. آنچه نگرانی‌ا‌م را بیشتر می‌کند نسبت مستقیم میان حال و روز مطبوعات و روزنامه‌نگاران است با اوضاع و احوال جامعه؛ در واقع

همان رابطه‌ای که مابین حق دسترسی و آزادی اطلاعات با دیگر حقوق و آزادی‌ها نیز برقرار است.

حقوق و آزادی‌ها؟‌ می‌کوشیدم به دوستی در موضوعی توضیح ‌دهم، گفت: صحبت‌هایت منطقی و به همین دلیل اشتباه است، یعنی اینکه جامعه‌‌مان را نشناخته‌ام و از پی این همه سال، هنوز «در باغ» نیستم.

درست می گوید آیا، و عادت سی ساله‌ مانعم می‌شود که از خیال‌پردازی‌های منطقی دست بردارم؟ نمی‌دانم. دست‌خطم را اینجا می‌گذارم، امیدوار به این که چند نفری بخوانند که در آغاز سال‌های آینده‌اند؛ چند نفر از میلیون ها انسانی که راه خود را تازه آغاز کرده‌اند و جهان را بی‌قرار، اما شادمان می‌خواهند.

حسن نمک‌‌دوست تهرانی